محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
557
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
فناپذير براى جهان پايدار و از گذرگاه دنيا براى زندگى جاودانه آخرت ، توشه برگيرد ، انسان بايد از خدا بترسد ، زيرا تا لحظه مرگ فرصت داده شده ، و مهلت عمل نيكو دارد . انسان بايد نفس را مهار زند و آن را در اختيار گرفته از طغيان و گناهان بازدارد و زمام آن را به سوى اطاعت پروردگار بكشاند . واژهشناسى فى نفس البقاء : فرصت و وسعت . المهل : مهلت . معمر الى اجله : تا زمان رسيدن اجل زنده است . زمها بزمامها : زمامش را كشيد و برد . ساختار ادبى فاعملوا : حرف فاء براى نتيجهگيرى است . و انتم : واو حاليه است . فاخذ امرء : بدل از « امرؤ » است . همچنين ممكن است خبر براى مبتداى محذوف باشد : « الناجى امرؤ خاف » . امرء الجم نفسه : مانند قبلى است . درباره تلاش و كاهلى ( فاعملوا و أنتم في نفس البقاء ) انسان از اعضا و ويژگىهاى اخلاقى برخوردار است و حواس و نيروهايى دارد كه مىتواند با آنها بشنود و ببيند و كار و تلاش كند و دوست و دشمن بدارد . اين مجموعه همانند كارخانهاى بزرگ است كه به توليد مشغول است . برخى با استفاده درست از اين